|
من بي تو تمام ميشوم و با تو تمام |
حیفم اومد که امشبو ثبت نکنم.امروزو.امروز بعد از ظهو.
صبح که اقای سلطانی رو بعد از یکسال دیدم و رفتم و در مورد گفتگوی دو سال قبلمون باهاش صحبت کردم.حرفاشو خیلی خلاصه گفت.خیلی وقت کمی بود.هفت هشت ده دقیقه. اما کلمههاش یکی یکی تو ذهنم تکرار میشه...
ورد،ذکر،نماز،فهم،درک،نقشه ی راه،رسول،آنتولوژی،شناخت،مته...
واقعا خدا رو شکر که این ها روزی امروزم بود...