من بي تو تمام ميشوم و با تو تمام

درست مثل به سن تكليف رسيدن مي ماند.اينكه اهسته اهسته از يك دنياي بي خيال  و رها مي روي زير بار مسوليت رفتارهايت.نقل ساختن است.يعني تو با هر رفتارت داري يك اجر روي اجر مي گذاري.بايد حواست جمع باشد.شيرين است و هم سخت.سخت است گاهي و نميشود اين سختي را با كسي در ميان بگذاري.بايد تصميم بگيري و خوب تصميم بگيري و عاقلانه باشد و در عين حال حواست به دل خودت هم باشد.بايد پسِ هر تصميم و رفتار حواست باشد كه نتيجه اش را مي بيني.داري بناي يك عمر زندگي را مي گذاري و نميشود بخاطرش بروي يقه ي اين و  آن را بچسبي.شيرين است و سخت.اين ساختن هاي لحظه به لحظه.اين تصميم گيري هاي كوچك اين روزهاي خوشي كه ارام به تو مي باورانند كه از دنياي تك نفره ي بي حساب و كتاب و يله و رهايت داري اهسته اهسته دور مي شوي،اين دلتنگي هاي ناگهاني و عميق.و تو هنوز حواس پرت و بي خيال داري روزگار مي گذراني.خوب است اين روزها،اين ساختن ها،اين دلتنگي ها،اين دور و نزديك شدن ها به دو دنيا.فقط اي كاش كه فرصت تفكر بيشتري بود و دغدغه هاي كمتري.خوب تر كه نگاه كني ميبيني چقدر توي زندگي،وسط همين خوشي هاي سرازير شده توي زندگي،ميشود ياد قيامت بود و تو غافلي.

+تاریخ جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۲۳ ق.ظ نویسنده نیک اندیش |